اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
522
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
داستان سقيفه بنى ساعده و بيعت ابو بكر [ 1 ] روز وفات رسول خدا ، انصار در سقيفه بنى ساعده فراهم شدند . . . [ 2 ] پس سعد ابن عباده خزرجى را نشانيده ، دستمالى بسر او بسته مسندى براى او دو تا كردند و خبر به ابو بكر و عمر و مهاجران رسيد ، پس با شتاب آمدند و مردم را از پيرامون سعد براندند و ابو بكر و عمر بن خطاب و ابو عبيدة بن جراح پيش آمدند و گفتند : اى گروه انصار ، پيامبر خدا از ما است پس بجانشينى او سزاوارتريم . و انصار گفتند : از ما اميرى و از شما اميرى . پس ابو بكر گفت : اميران از ما و وزيران از شما است . آنگاه ثابت بن قيس ابن شماس كه خطيب انصار بود بپاخاست و سخن گفت و برترى آنان را يادآورى كرد . پس ابو بكر گفت . شما را از بزرگوارى دور نميداريم و آنچه از برترى ياد آور شديد راستى كه شما اهل آن هستيد ، ليكن قريش از شما به محمد سزاوارترند و اين عمر بن خطاب است كه پيامبر خدا گفته است : خدايا دين را به او سربلند گردان . و اين ابو عبيدة بن جراح است كه پيامبر خدا گفته است : امين [ 3 ] اين امت است . پس با هر كدام از اين دو خواهيد بيعت كنيد . آن دو زير بار نرفتند و گفتند : به خدا قسم با اينكه تو همسفر پيامبر خدا و دوم دوتايى ، ما بر تو پيشى نخواهيم گرفت . پس ابو عبيده دست بدست ابو بكر زد و عمر دومى بود ، سپس هر كه از قريش همراه او بود بيعت كرد و آنگاه ابو عبيده فرياد كرد : اى گروه انصار ، شما نخستين ياوران بوديد پس نخستين كس نباشيد كه تغيير و تبديل دهد . و عبد الرحمن بن عوف برخاست و آغاز سخن كرد و گفت : اى گروه ياران پيامبر ، شما هر چند برترى داشتهايد ليكن مانند ابو بكر و عمر و على در ميان شما نيست . و منذر بن ارقم بپاخاست و گفت : برترى كسانى را كه نام بردى انكار نمىكنيم و راستى در ميان ايشان مردى است كه اگر
--> [ 1 ] ل : ص 136 . [ 2 ] مىشود احتمال داد كه ترجمه عبارت افتاده و كلمه » يغسل « كه بعد از افتادگى بجا مانده اين باشد : » و رسول خدا هنوز غسل داده نشده بود . « [ 3 ] ل ، ب : امير اين امت .